الشيخ محمد الصادقي الطهراني
306
رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)
اجبار كند ، و گرنه او را مجبور بهطلاق نمايد ، و اگر زير بار هيچ يك از نفقه و طلاق نرفت حاكم شرع حق دارد بهولايت شرعيه او را طلاق دهد و يا خود زن - با شرائط شرعى - خويشتن را طلاق بدهد . مسألهى 666 - چنانكه مرد حق دارد از زن - بهگونهاى معمولى - بهرهى جنسى ببرد زن نيز مانند همين حق را بر مرد دارد و بلكه بيشتر ، كه مرد مىتواند از زنهايى ديگر نيز بهطور مشروع بهرهى جنسى ببرد . ولى براى زن چنان امكانى از نظر شرع وجود ندارد ، و اندازهى نهايى همبسترى با زن جوان چهار ماه و ده شب - بهاندازهى عدهى وفات - است مگر اينكه در وقتى كمتر ضرورت داشته باشد ، و اگر بهجز اين زن ، زن يا زنهاى ديگرى داشت بايستى ميان آنان مراعات عدالت را بكند كه « وَ إنْ خِفْتُمْ ألّا تَعْدِلُوا فَواحِدَة » ( سورهى نساء ، آيهى 3 ) اگر ترسى داريد كه ميان چند يا دو زن عدالت زناشويى را مراعات نكنيد پس تنها بهيكى اكتفا كنيد ، و اگر نسبت بهاين يكى هم رعايت عدالت نمىكنيد اصلًا حق ازدواج دايم را كه داراى مسئوليتهاى سنگين است نداريد ، و بايستى بهطور مشروع ديگر نياز جنسى خود را برآوريد ، كه در درجهى اول عقد موقت هم بهگونهاى كافى مىتواند اين نياز را بر طرف سازد ، و بالاخره رعايت عدالت نسبت بهيك زن ، و چه مهمتر و مشكلتر نسبت بهچند زن از واجبات اصليهى زناشويى است ، و اصولًا داشتن چند زن خود ميدانى است بس بزرگ و سخت براى پرورش عدالت زنان و مردان ، كه مردان آن چنان عدالت كنند كه تمامى حقوق زنان متعدد بهمعناى ممكنش محقق گردد ، و زنان نيز با دريافت چنان عدالتى بس مهم مردها را تشويق بهعدالت بيشتر و بيشتر كنند تا جايىكه آنها را سرآمد عادلها كنند ، بنابراين نه تنها نبايد خودشان بىخود بهانهتراشى كنند بلكه به ديگران نيز نبايد اجازه دخالت در زندگى آنان بدهند تا مزاحم اين مرد عادل و زنان ديگر در اين زندگى پرصفاى مشترك نباشند ، خصوصاً اينكه مسألهى حسادت هم كه از بدترين خصلتهاى انسان است در زنان شيوعى فاحش و وافِر دارد بنابراين زنان بايد سعى كنند ، اولًا اين حسادت خانمانسوز و شيطانى را از وجود خود دور كنند و ثانياً بهزنان ديگرى هم كه دراين ميان بخواهند از